کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴۱ - سید ما بر درش ماوا گرفت...

1

سید ما بر درش ماوا گرفت

گوشه ای در جنت الماوا گرفت

2

خاطر ما در خرابات مغان

خوش مقامی یافت آنجا جا گرفت

3

مبتلائیم از بلای عشق او

زان بلا این کار ما بالا گرفت

4

آب چشم ما به هر سو شد روان

سو به سوی ما همه دریا گرفت

5

عقل رفت و یار مخموری گزید

عشق سرمست آمد و ما را گرفت

6

هرچه می گوئیم می گوید بگو

دیگری را کی رسد بر ما گرفت

7

نعمت الله سر به پای او نهاد

دست او یکتای بی همتا گرفت

متن شعر کپی شد.