کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶۲ - عمر بی او که بر سر آری هیچ...

1

عمر بی او که بر سر آری هیچ

جان که بی عشق او سپاری هیچ

2

همه عالم عدم بود بی او

به عدم می روی چه آری هیچ

3

هر خیالی که نقش می بندی

گر نه آن نقش او نگاری هیچ

4

یار کز جور یار بگریزد

باشد آن یار هیچ و یاری هیچ

5

عشق می باز و جام می می نوش

به از این کار ، کار داری هیچ

6

دولت وصل او دمی باشد

آن دم ار ضایعش گذاری هیچ

7

نعمت الله حریف رندان است

گر تو بیچاره در خماری هیچ

متن شعر کپی شد.