کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶۸ - ساقیی جام سوی ما آورد...

1

ساقیی جام سوی ما آورد

نزد ما خوشتر است از ما ورد

2

چشم ما روشن است و روشن باد

کابرویی به روی ما آورد

3

عاشقان درد درد می نوشند

این چنین درد کی خورد بی درد

4

عشق او مرد مرد می جوید

مرد عشقش کجا بود نامرد

5

عقل اگر پند می دهد مشنو

چه شنوی وعظ واعظ دم سرد

6

ساغر می مدام می نوشم

به ازین جام باده باید خورد

7

رند مستی که ذوق ما دریافت

آفرین خدا به سید کرد

متن شعر کپی شد.