کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷۴ - هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود...

1

هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود

هر که درد تو کشد از پی درمان نرود

2

آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست

به تماشای گل و لاله و ریحان نرود

3

خضر اگر لعل روان بخش تو را دریابد

بار دیگر به لب چشمه حیوان نرود

4

گر نه امید لقای تو بود در جنت

هیچ عاشق به سوی روضه رضوان نرود

5

مرد باید که ز شمشیر نگرداند روی

گر نه از خانه همان به که به میدان نرود

6

هوسم بود که در کیش غمت کشته شوم

لیکن این لاشه ضعیف است و به قربان نرود

7

در ازل بر دل ما عشق تو داغی بنهاد

که غمش تا به ابد از دل بریان نرود

8

چند گفتی به هوس از پی دل چند روی

عاشق دلشده چون از پی جانان نرود

9

نعمت الله ز الطاف تو گوید سخنی

عاشق آن است که جز در پی جانان نرود

متن شعر کپی شد.