کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷۸ - کون جامع جامع اسما بود...

1

کون جامع جامع اسما بود

مظهر او مجمع اشیاء بود

2

آفتابی تافته بر آینه

نور او زان نور مه سیما بود

3

در ازل رندی که با ما باده خورد

همچنان مست است و باشد تا بود

4

ما ز دریائیم و دریا عین ما

این کسی داند که او از ما بود

5

جام می در دور و ساقی در حضور

مجلس ما جنت الماوا بود

6

چشم عالم روشنست از نور او

دیده ای بیند که او بینا بود

7

نعمت الله در همه عالم یکی است

لاجرم یکتای بی همتا بود

متن شعر کپی شد.