غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۴۸۰ - قطره و دریا همه از ما بود...
1
قطره و دریا همه از ما بود
آب عین قطره و دریا بود
2
موج دریائیم و دریا عین ما
عین ما بر ما حجاب ما بود
3
چشم عالم روشنست از نور او
دیده ای بیند که او بینا بود
4
ز آفتاب حسن او هر ذره ای
در نظر چون ماه خوش سیما بود
5
در دو عالم هرچه آید در نظر
حضرت یکتای بی همتا بود
6
دل به میخانه کشد ما را مدام
میل رند مست با ماوا بود
7
در همه جا نعمت الله را بجو
جای این بی جای ما هر جا بود