کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸۴ - بحر ما دریای بی پایان بود...

1

بحر ما دریای بی پایان بود

آب ما از چشمه حیوان بود

2

چشم عالم روشن است از نور او

روشنی چشم مردم آن بود

3

باطنست او وز همه ظاهر تو راست

این چنین پیدا چنان پنهان بود

4

خوش حبابی پر کن از آب حیات

هر دو را می بین که او یکسان بود

5

نعمت الله مست و جام می به دست

سید ما میر سرمستان بود

متن شعر کپی شد.