کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸۶ - جان بی جانان تن بی جان بود...

1

جان بی جانان تن بی جان بود

خوش نباشد جان که بی جانان بود

2

کنج دل گنجینه عشق وی است

آنچنان گنجی در این ویران بود

3

چشم ما بسته خیالش در نظر

روشنی دیده ما آن بود

4

آفتابست او و عالم سایه بان

این چنین پیدا چنان پنهان بود

5

دل به دریا ده بیا با ما نشین

زانکه اینجا بحر بی پایان بود

6

دو نماید صورت و معنی یکی است

موج و دریا نزد ما یکسان بود

7

نعمت الله در خرابات مغان

دیدم او ساقی سرمستان بود

متن شعر کپی شد.