کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸۸ - نقل ما چون نقد سرمستان بود...

1

نقل ما چون نقد سرمستان بود

در همه عالم از آن دستان بود

2

دست ما و دامن او بعد از این

خوش بود دستی کز آن دستان بود

3

روضه ما جنت پر حوریان

بوستان شیخ در ماهان بود

4

چشم ما تا دید آب رو از آن

در نظر دریای بی پایان بود

5

هر که باشد عارف ذات و صفات

شاید ار گوئی که او انسان بود

6

عاشق او زنده باشد تا ابد

جان عاشق زنده از جانان بود

7

گر خراب است خانه ما باک نیست

جای گنجش در دل ویران بود

8

هر که آید در نظر ای نور چشم

آن نمی گویم ولیکن آن بود

9

در خرابات فنا خوش ساکنیم

نعمت الله میر سرمستان بود

متن شعر کپی شد.