کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰۹ - خون دل از دیده بر رو می رود...

1

خون دل از دیده بر رو می رود

آبروی ما به هر سو می رود

2

جمع گشته قطره قطره آب چشم

همچو سیلی سوی هر جو می رود

3

می رود دل بر در میخانه باز

آفرین بر وی که نیکو می رود

4

جان به جانان ده که جانان جان تست

جان چه کار آید تو را چو می رود

5

در بیابان فنا مرد خدا

بی سر و پا خوش به پهلو می رود

6

آفتابست او و ما چون سایه ایم

می رویم آنجا روان کو می رود

7

نعمت الله می رود در راه تو

در پیش می رو که نیکو می رود

متن شعر کپی شد.