غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۵۱۲ - عقل دور اندیش هر دم جای دیگر می رود...
1
عقل دور اندیش هر دم جای دیگر می رود
دیگ سودایش همیشه نیک بر سر می رود
2
چون به بزم ما در آید نیک حیران می دود
زود بگریزد رود بیرون و ابتر می رود
3
عشق سرمست است و با رندان حریفی می کند
می رود در بر خوش و در بحر خوشتر می رود
4
آفتاب حسن او مه را نوازش کرده است
با دل روشن به هر جا خوب و در خور می رود
5
هر که در راه خدا ره می رود همراه ماست
لاجرم همراه ما راه پیمبر می رود
6
در چنان بحر محیطی زورقی افکنده ایم
بادبان افراشته کشتی به لنگر می رود
7
نعمت الله رهبر و شیرازیان همراه او
عاشقانه بر سر الله اکبر می رود