کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۱۶ - ترک چشم مست او دلها بغارت می برد...

1

ترک چشم مست او دلها بغارت می برد

ملک دل بگرفت و جان ما به غارت می برد

2

خانمان ما به غارت برد و یک موئی نماند

هرچه با ما دید سر تا پا به غارت می برد

3

دور شو ای عقل از اینجا رخت خود را هم ببر

زانکه رخت هر که دید اینجا به غارت می برد

4

کیش او چون غارتست ترکش نگوید ترک مست

جان کند قربان و قربان را به غارت می برد

5

هرچه دید از نقد و جنس و زیر و بالا پاک کرد

این بلا هم زیر و هم بالا به غارت می برد

6

جان ما بادش فدا کو جان و هم جانان ماست

هر چه خواهد گو ببر هل تا به غارت می برد

7

سید ما صد بخارا را به غارت برده است

بوعلی چبود که او سینا به غارت می برد

متن شعر کپی شد.