کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۴۲ - دامن از تردامنان جان پدر باید کشید...

1

دامن از تردامنان جان پدر باید کشید

دست خود از دست هر بی پا و سر باید کشید

2

عشق می بازی طریق عاشقان باید سپرد

میل حج داری بلای بحر و بر باید کشید

3

درد دردت گر دهد چون صاف درمان نوش کن

ور می صافت دهد در دم ببر باید کشید

4

گر به دور حسن او دیدی بلای او چه سود

چون که ناچار است در دور قمر باید کشید

5

توتیای دیده ما خاک پای عاشقان

این چنین خوش توتیائی در بصر باید کشید

6

نعمت الله را اگر خواهی که مهمانی کنی

سفره ای گرد جهان سر تا به سر باید کشید

7

ور بقدر همتش سازی سرائی مختصر

چار دیواری به هفت اقلیم در باید کشید

متن شعر کپی شد.