کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۶ - بحر عشقش را کران پیدا نشد...

1

بحر عشقش را کران پیدا نشد

واصل دریای او جز ما نشد

2

در سرابستان مستان ره نبرد

هر که چون ما سو به سو جویا نشد

3

دیده ما تا نظر از وی نیافت

چشم نابینای ما بینا نشد

4

جان ما تا مبتلای او نگشت

کار دل در عاشقی والا نشد

5

سرفرازی در میان ما نیافت

هر که را سر در سر سودا نشد

6

در حریم عشق عاشق پی نبرد

در ره معشوق تا پویا نشد

7

هر پریشان کو نشد از جمع ما

دولت پنهانیش پیدا نشد

8

هر که آمد سوی ما سرمست رفت

هیچکس تشنه از این دریا نشد

9

تا حدیث عشقبازی گفته اند

همچو سید دیگری گویا نشد

متن شعر کپی شد.