کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶۱ - به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد...

1

به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد

چنین دولت نمی دانم در این عالم که را باشد

2

در خلوتسرای او بهشت جاودان ماست

چه خوش ذوقی که رندان را در این خلوتسرا باشد

3

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

ز می توبه در این حالت به نزد ما خطا باشد

4

بیا و دردی دردش به دست دردمندان ده

که درد درد او ما را به از صاف دوا باشد

5

به تیغ عشق اگر کشته شوی چون ما غنیمت دان

که جانت زنده جاوید و جانان خونبها باشد

6

ز نور آفتاب او همه عالم منور شد

نمی بینیم یک ذره که بی نور خدا باشد

7

به جان سید عالم که بنده بنده جانیست

از آن شد هرکه می بینی گدای این گدا باشد

متن شعر کپی شد.