کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۷۹ - خوشست این دیده روشن که غیر او نمی بیند...

1

خوشست این دیده روشن که غیر او نمی بیند

اگر بیند کسی غیرش بگو نیکو نمی بیند

2

اگر چه دیده احول یکی را دو نماید رو

بحمدالله که چشم من یکی را دو نمی بیند

3

به چشم او توان دیدن جمال بی مثال او

به غیر روی ننماید کسی را رو نمی بیند

4

مراد مردم از دیده نظر کردن به روی اوست

و گر نه دیده ای نبود که روی او نمی بیند

5

به چشم ما نگاهی کن که نور چشم ما بینی

که چشم ما به غیر او کهن یا نو نمی بیند

6

نبیند چشم نابینا جمال ماه تابان را

اگر صد سال می گویم نداند چو نمی بیند

7

مگر سررشته گم کردی که این رشته دو تو دیدی

ببین در دیده سید که جز یک تو نمی بیند

متن شعر کپی شد.