کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۱ - چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند...

1

چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند

چو نور روی او باشد همه چیزی نکو بیند

2

کسی کو را به خود بیند کجا من عارفش خوانم

من آن کس عارفش خوانم که نور او به او بیند

3

بود این رشته یک تو ولی احول دو تو یابد

چو گم کردست سر رشته از آن یک تو دو تو بیند

4

کسی کو مست شد از می چه داند جام و پیمانه

مگر رندی بود سرخوش که می نوشد سبو بیند

5

اگر آئینه روشن محبی در نظر آرد

خود و محبوب در یک جا نشسته روبرو بیند

6

نبیند چشم دریا بین به غیر از عین ما دیگر

اگر سرچمه ای یابد و گر در آب جو بیند

7

خیالی گر پزد شخصی که سید غیر او دیده

بگو چون نیست غیر او نگوئی غیر چو بیند

متن شعر کپی شد.