غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۵۸۲ - دیده ما چو روی او بیند...
1
دیده ما چو روی او بیند
هر چه بیند همه نکو بیند
2
چشم اهل نظر چو روشن از اوست
عین او را به عین او بیند
3
رشته یک تو است نزد بیننده
دیده غیر اگر دو تو بیند
4
آینه عاشقی که می نگرد
خود و معشوق روبرو بیند
5
نعمت الله یکی است در عالم
کی چو احول یکی به دو بیند