کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۵ - در خرابات مغان خمخانه جوشی می کند...

1

در خرابات مغان خمخانه جوشی می کند

جان مستم از هوای او خروشی می کند

2

باد پیماید به دشت و می رود عمرش به باد

زاهدی کو غیبت باده فروشی می کند

3

دردسر می داد عقل از خانه بیرون کردمش

ایستاده بر در و دزدیده گوشی می کند

4

دیگ سودا می پزیم و آتشی بر جان ماست

عیب ما جانا مکن گر دیگ جوشی می کند

5

در تعجب مانده اند اصحاب دنیا سر به سر

کاین همه رندی چرا این خرقه پوشی می کند

6

ار بیان این معانی چون عبارت قاصر است

میر سرمستان بیانش با خموشی می کند

7

نعمت الله جام می بر دست می گیرد مدام

هر زمان میلی به سوی باده نوشی می کند

متن شعر کپی شد.