کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۰۹ - خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خود...

1

خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خود

سر از دستار نشناسیم و می از جام و نیک از بد

2

حضور باده نوشان است و رندان جمله سرمستند

نمی بینم کسی مخمور اگر یک بینم ور صد

3

اگر شمعی ز دلگرمی بپیچد از هوایش سر

روان از آتش غیرت کشیدش تیغ بر سر زد

4

ز آب و خاک میخانه مرا ایجاد فرمودند

زهی جام و زهی باده زهی موجد زهی موجد

5

در آن سرحد که جان بازند ما آنجا وطن داریم

که دارد عشق همراهی که می آید بدان سرحد

6

گذر فرما به خاک ما زیارت کن دمی ما را

که نور روح ما روشن توان دیدن در آن مرقد

7

صراط مستقیم من طریق نعمت الله است

به عمر خود نمی گردم سر موئی ز راه خود

متن شعر کپی شد.