کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۱۸ - آتشی در دل است و جان سوزد...

1

آتشی در دل است و جان سوزد

دل چنین سوخت جان چه سان سوزد

2

عشق او آتشی است جان سوزی

رشته شمع جان از آن سوزد

3

گوئیا عود مجمر عشقم

که مرا خوش در این میان سوزد

4

آتش عشق چون بر افروزد

عالمی را به یک زمان سوزد

5

آه دل سوز عاشقان بشنو

تا تو را دل به عاشقان سوزد

6

بر جگر داغ عشق او دارم

دلم از بهر این نشان سوزد

7

نام غیرش چو بر زبان آرم

آتش غیرتش زبان سوزد

8

سخن گرم من روان می خوان

که دل سوخته را روان سوزد

9

نعمت الله اگر چنین نالد

نفسش جمله جهان سوزد

متن شعر کپی شد.