کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۱ - هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد...

1

هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد

خود مفلس بازاری سرمایه کجا دارد

2

گر درد دلی داری از خود بطلب درمان

زیرا که چنان دردی با خویش دوا دارد

3

دل زنده بود جاوید گر کشته شود در عشق

ایمن ز فنا باشد چون نور بقا دارد

4

از نور جمال او روشن شده چشم ما

تاریک کجا گردد چون نور خدا دارد

5

یاری که در این دریا بنشست دمی با ما

هر سو که رود آبی از بخشش ما دارد

6

رندی که وطن دارد در خلوت میخانه

گر هر دو سرا نبود اندیشه چرا دارد

7

خوش سلطنتی داریم از بندگی سید

این بنده چنین دولت در هر دو سرا دارد

متن شعر کپی شد.