کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۳ - می خمخانه ما مستی دیگر دارد...

1

می خمخانه ما مستی دیگر دارد

هر که آید بر ما کام دلی بردارد

2

رند سرمست در این بزم ملوکانه ما

از سر ذوق درآید خبری گر دارد

3

عشق و ساقی و حریفان همه مستند ولی

عقل مخمور ندانم که چه در سر دارد

4

لب بنه بر لب ما آب حیاتی می نوش

زانکه زان آب حیات این لب ما تر دارد

5

آفتابی است که از مشرق جان می تابد

نور او آینه ماه منور دارد

6

قول مستانه ما ملک جهان را بگرفت

این چنین گفته که در کاغذ و دفتر دارد

7

نعمت الله حریف من و سرمست و خراب

گر بگویم که کنم توبه که باور دارد

متن شعر کپی شد.