کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۴ - هوای درد بی درمان که دارد...

1

هوای درد بی درمان که دارد

سر سودای بی سامان که دارد

2

رفیق راه بی پایان که جوید

خیال مجلس جانان که دارد

3

همه کس طالب آنند و ما هم

ازین بگذر ببین تا آن که دارد

4

چو کفر زلف او دین و دلم برد

نظر بر خاطر ایمان که دارد

5

مرا مهمان جان است او شب و روز

چنین شاهی بگو مهمان که دارد

6

قدح گردید اکنون نوبت ماست

درین دوران چنین دوران که دارد

7

به عشقش چون مجال خود ندارم

بگو پروای خان و مان که دارد

8

چو من از جان و دل کردم تبرا

غم از دشوار و از آسان که دارد

9

هوس دارم که جان خود ببازم

ولی سید نظر بر بان که دارد

متن شعر کپی شد.