کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۵ - پرده دیده من نقش خیالت دارد...

1

پرده دیده من نقش خیالت دارد

دل شوریده من شوق وصالت دارد

2

هر کجا ماه رخی در نظرم می آید

نیک می بینم و حسنی ز جمالت دارد

3

بینوائی که گدای سر کوی تو بود

بر سلاطین جهان جاه و جلالت دارد

4

جان فدا کردم و سر در قدمت افکندم

از چنین بندگ ای بنده خجالت دارد

5

ساقیا ساغر می ده که لبم بی لب جام

به سر جمله مستان که سلامت دارد

6

برو ای عقل که من مستم و تو مخموری

توچه دانی که دل از عشق چه حالت دارد

7

نعمت الله سخنش آب حیاتی است روان

روح بخشد چه نصیبی ز زلالت دارد

متن شعر کپی شد.