کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳۷ - گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد...

1

گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد

نافه مشک ختن گیرد به هر سوئی برد

2

دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد

لیکن آن بادی که از خاک درت بوئی برد

3

خاک آن بادم که ما را در هوای عشق تو

ذره ذره گرد گرداند به هر کوئی برد

4

گر نه کفر زلف تو بر روی ایمان چیره شد

از چه رو رومی جمالی جور هندوئی برد

5

در ختن با زلف تو گر دم زند مشک ختا

چین زلفت آبروی او به یک موئی برد

6

دل ببردی از برم جان می بری خوش می کنی

ای خوشا وقت دل و جانی که خوشخوئی برد

7

سید ار باری برد در عشق تو بار تو است

زانکه خوش باشد که یاری بار مهروئی برد

متن شعر کپی شد.