کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳۸ - خوش بود گر او به حالم بنگرد...

1

خوش بود گر او به حالم بنگرد

ور بمیرم هم به خاکم بسپرد

2

زار مردم ز آرزوی او ولی

زنده گردم بر سرم چون بگذرد

3

ما گدا و پادشاه کائنات

پادشه نام گدائی کی برد

4

غنچه دل در هوای او چو گل

جامه جان بر تن خود می درد

5

هر که او غم می خورد در عشق او

شادمان از خویشتن او برخورد

6

یک دمی بی عشق او گر عمر رفت

عاشق آن دم را ز عمرش نشمرد

7

می فروش ار می فروشد گوبیا

هرچه دارد نعمت الله می خرد

متن شعر کپی شد.