کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۴۹ - دوش تا روز دل از عشق تنعم می کرد...

1

دوش تا روز دل از عشق تنعم می کرد

در پس پرده جان یار ترنم می کرد

2

من چو بلبل همه شب زار همی نالیدم

دوست چون غنچه بر آن گریه تبسم می کرد

3

دل بیچاره گم گشته خود را دیدم

چاره خویش همی جست و دگر گم می کرد

4

بر سر کوی خرابات گذر می کردم

عشق دیدم که روان غارت مردم می کرد

5

گرچه جام می و پیمانه همی کردم نوش

همت عالی من میل بدان خم می کرد

6

باده با جام سخن از سر مستی می گفت

روح با جسم درین حال تکلم می کر د

7

سید و بنده چو در خلوت جان می رفتند

بنده عاشق گستاخ تقدم می کرد

متن شعر کپی شد.