کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۷۸ - هر کسی را عنایتی فرمود...

1

هر کسی را عنایتی فرمود

این عنایت همه به ما بنمود

2

تا ببیند به نور خود خود را

چشم خود هم به روی ما بگشود

3

طینت ما ز خاک میخانه است

میل ما جز به می نخواهد بود

4

هر که آمد به خلوت دل ما

در بهشت آمد و خوشی آسود

5

آتش عشق سوخت عود دلم

خوش بود آتشی چنین بی دود

6

آینه هم ز جود پیدا شد

دل خود را هم او ز خود بربود

7

از سر ذوق گفته ام سخنی

به ازین گفته دگر که شنود

8

چون وجود است هرچه می یابم

غیر او نیست در جهان موجود

9

می و جام و حریف و ساقی اوست

نعمت الله این چنین فرمود

متن شعر کپی شد.