کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸۲ - هستی ما همه بود به وجود...

1

هستی ما همه بود به وجود

نفسی بی وجود نتوان بود

2

بنماید یکی به نقش و خیال

در دو آئینه آن یکی دو نمود

3

جسم و جان ، جام و می ، دل و دلدار

هر چه دارد همه به ما بنمود

4

همچو پرگار بود دل پر کار

نقطه نقطه محیط را بنمود

5

اول و آخرش به هم پیوست

ظاهر و باطنش ز هم آسود

6

لیس فی الدار غیره دیار

هر موحد که بود این فرمود

7

نعمت الله که میر مستان است

در میخانه بر جهان بگشود

متن شعر کپی شد.