کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸۶ - در همه آینه جمال نمود...

1

در همه آینه جمال نمود

از همه رو دری به ما بگشود

2

غیر را سوخت آتش غیرت

خوش بود آتشی چنین بی دود

3

دع نفسک به ذوق دریابش

تا بیابی ز وصل او مقصود

4

درد دردش دوای درد دل است

نوش می کن که این بود بهبود

5

این عنایت نگر که آن حضرت

در حق بندگان خود فرمود

6

می خمخانه حدوث و قدم

ساقی مست ما به ما پیمود

7

خود نماید جمال و خود بیند

از خودش با خود است گفت و شنود

8

خیز ساقی بیار جام شراب

وقت صبح است و عاقبت محمود

9

هر که انکار نعمت الله کرد

بیشکی باشد از خدا مردود

متن شعر کپی شد.