کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸۸ - نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیاراید...

1

نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیاراید

در میخانه بگشاید به رندان باده بخشاید

2

به هر دم مهر می جوید که با وی راز خود گوید

حیات جاودان است او ولی با کس نمی پاید

3

جمالش در نظر دارم به هر حسنی که می بینم

خیالش نقش می بندم به هر حالی که پیش آید

4

مرا ساقی سرمستان دهد هر لحظه ای جامی

به هر جامی که می نوشم مرا جانی بیفزاید

5

اگر جامی به بزم آری ز خم می بری پر می

وگر پیمانه ای آری به تو پیمانه پیماید

6

بیا ای جان رها کن دل اگر جانانه می جوئی

برو ای دل ز جان بگذر گرت دلدار می باید

7

حدیث عاشقی بشنو که تا ذوق خوشی یابی

حریف نعمت الله شو که تا جانت بیاساید

متن شعر کپی شد.