کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹۵ - عقل چندان که خود بیاراید...

1

عقل چندان که خود بیاراید

در نظر هیچ خوب ننماید

2

خاکساری است آبرویش نیست

با دم سرد باده پیماید

3

بسته او مشو که حیف بود

کار عاشق ز عقل نگشاید

4

کشته عشق شو چو زنده دلان

گر تو را عمر جاودان باید

5

هر که با عاشقی شود همدم

از دم او دمی بیاساید

6

به عدم عالمی رود ز وجود

به وجود جدید باز آید

7

نعمت الله جان به جانان داد

خوش بود گر قبول فرماید

متن شعر کپی شد.