کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹۶ - گر در طلب اوئی ناگه به برت آید...

1

گر در طلب اوئی ناگه به برت آید

ور گرد درش گردی او در به تو بگشاید

2

گر آینه روشن اندر نظری آری

تمثال جمال او در آینه بنماید

3

آن به که تو عمر خود در عشق کنی صرفش

چون عمر عزیز تو پیوسته نمی پاید

4

ای عقل تو مخموری ، ما عاشق سرمستیم

در مجلس سرمستان وعظ تو نمی یابد

5

در هر چه نظر کردم چون اوست که می بینم

اقرار به او دارم انکار نمی شاید

6

تا نور جمال او در دیده ما بنمود

نوری به جز آن نورش در چشم نمی آید

7

گفتار خوش سید هر کس که بخواند خوش

آن بزم ملوکانه مستانه بیاراید

متن شعر کپی شد.