کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹۸ - نقشی است خیالش که به هر دست بر آید...

1

نقشی است خیالش که به هر دست بر آید

دستی که از آن نقش بگیرد به سر آید

2

نقاش به هر لحظه کشد نقش خیالی

آن نقش رود باز به نقش دگر آید

3

در نور رخش شاهد و معنی بنماید

هر صورت خوبی که مرا در نظر آید

4

پرسی خبری از دل و دل بی خبر از عشق

از بی خبر ای یار به تو کی خبر آید

5

ساقی در میخانه گشادست به رندان

کو عاشق مستی که ازین خانه درآید

6

بگذشت شب و ماه فرو رفت ولیکن

امید که صبح آید و خورشید برآید

7

صد نعره برآید ز دل عاشق سرمست

گر مطرب ما گفته سید بسراید

متن شعر کپی شد.