کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۰۰ - خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید...

1

خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید

با کفر سر زلفش ایمان به چه کار آید

2

دل زنده بود جانم چون کشته عشق اوست

بی خدمت آن جانان این جان به چه کار آید

3

عقل از سر مخموری سامان طلبد از ما

ما عاشق سرمستیم سامان به چه کار آید

4

عشق آمد و ملک دل بگرفت به سلطانی

جز حضرت این سلطان به چه کار آید

5

در خلوت میخانه بزمی است ملوکانه

روضه چو بود اینجا رضوان به چه کار آید

6

ماهان ز خدا خواهم با صحبت مه رویان

بی صحبت مه رویان ماهان به چه کار آید

7

با سید سرمستان کرمان چو بهشتی بود

بی نور حضور او کرمان به چه کار آید

متن شعر کپی شد.