کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱۶ - از کرم جان عزیزم بر جانانه برید...

1

از کرم جان عزیزم بر جانانه برید

دست گیرید و مرا مست به میخانه برید

2

دل چو شمع است که در مجلس جان می سوزد

خبر سوختگان را بر پروانه برید

3

آشنایان همه جمعند و حریفان سرمست

حیف باشد که چنین مژده به بیگانه برید

4

گنج عشقست که در کنج دل ویرانست

نقد گنجنیه ما از دل ویرانه برید

5

عاقل آنست که دیوانه عشق است چو ما

سخن عاقل دیوانه به دیوانه برید

6

دل مردان خدا هر که برد خوش باشد

گو بیائید و برید آن دل و مردانه برید

7

گوشه خلوت میخانه مقامی امن است

نعمت الله بگیرید و به آن خانه برید

متن شعر کپی شد.