کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲۷ - دل به دست زلف دلبر اوفتاد...

1

دل به دست زلف دلبر اوفتاد

بی تکلف خوب در خور اوفتاد

2

در خرابات مغان مستانه رفت

غرقه خود را دید خوشتر اوفتاد

3

بر در میخانه با ساقی نشست

پای او بوسید و بر سر او فتاد

4

بارها دل در شراب افتاده بود

توبه را بشکست و دیگر اوفتاد

5

از سر هر دو جهان برخواستند

بر سر کویش کسی گر اوفتاد

6

آفتاب او به ما ظاهر چو شد

ماه ما از جمله انور اوفتاد

7

نعمت الله بازسازی خوش نواخت

غلغلی در هفت کشور اوفتاد

متن شعر کپی شد.