کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۴۰ - آب چشم ما به هر سو رو نهاد...

1

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

اشک خون آلود ما بر رو نهاد

2

جز خیال روی او نقشی ندید

دیده ما تا نظر را برگشاد

3

تا ببوسد خاک پایش آفتاب

بر سر کویش رسید و سر نهاد

4

داد ساقی داد سرمستان تمام

زاهد مخمور را جامی نداد

5

ای که گوئی عقل استادی خوشست

عقل مزدور است و عشقش اوستاد

6

لحظه ای بی او نمی خواهیم عمر

جان ما بی عشق او یک دم مباد

7

نعمت الله رفت یاد او به خیر

یاد بادا نعمت الله یاد باد

متن شعر کپی شد.