کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۴۵ - ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد...

1

ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد

تا بود چنین بوده و تا باد چنین باد

2

یادت نکنم زان که فراموش نکردم

ناکرده فراموش چگونه کنمت یاد

3

چشمی که منور نشد از نور جمالش

گر نور دو چشمست که او از نظر افتاد

4

از دولت ساقی که جهان باد به کامش

از لعل لبت جام بخواهیم بسی داد

5

عمریست که بر حسن و جمالش نگرانیم

یا رب که چنین عمر بسی سال بماناد

6

ساقی و حریفان همه جمعند درین بزم

بزمی است ملوکانه نهادیم به بنیاد

7

سلطان بود آن کس که بود بنده سید

صد جان بفدایش که بود بنده استاد

متن شعر کپی شد.