کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۴۶ - رندان همه مستند و می از جام ندانند...

1

رندان همه مستند و می از جام ندانند

بی نام و نشانند از این نام نشانند

2

در صومعه گر زاهد رعناست مجاور

رندان به سراپرده میخانه روانند

3

خوش آینه دارند در آن آینه روشن

بینند جمال خود و بر خود نگرانند

4

اسماء الهی است که ظاهر شده بر خلق

یک چند چنین بوده و یک چند چنانند

5

عشاق برآنند که معشوق بر آنست

ما نیز بر آنیم که عشاق برآنند

6

این گفته مستانه ما از سر ذوق است

بی ذوق نخواهیم که یک بیت بخوانند

7

از غافل مخمور مجو مستی سید

کز ذوق می و مستی او بی خبرانند

متن شعر کپی شد.