کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۵۸ - دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد...

1

دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد

پادشاهی دو عالم به گدائی نرسد

2

نرسد در حرم کعبه وصل محبوب

هر محبی که بر او جور و جفائی نرسد

3

نوش کن دردی دردش که دوای جانست

دردی درد نخورده به دوائی نرسد

4

می روم بردر میخانه که خوش بنشینم

دارم امید که آن جام بلائی نرسد

5

بینوایان درش گنج بقا یافته اند

بینوائی نکشیده ، به نوائی نرسد

6

برو ای عقل مگو عشق چرا کرد چنین

پادشاه است و بر او چون و چرائی نرسد

7

هر که او بندگی پیر خرابات نکرد

به سر سید عالم که به جائی نرسد

متن شعر کپی شد.