کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶۱ - آب حیات از لب ساقی به ما رسید...

1

آب حیات از لب ساقی به ما رسید

این مرحمت نگر که به ما از خدا رسید

2

دل دردمند بود ولی یافت صحتی

از درد درد او به دل ما دوا رسید

3

ما دست برده ایم ز شاهان روزگار

تا دست ما به دامن آن پادشاه رسید

4

مطرب نواخت ساز حریفان بینوا

ذوقی از آن به من بینوا رسید

5

هر رهروی که رفت رسید او به منزلی

جاوید می رود به نهایت کجا رسید

6

بحریست بحر ما که ندارد کرانه ای

جز ما دگر کسی نتواند به ما رسید

7

میراث سید است که ما را رسیده است

این سلطنت ز سید هر دو سرا رسید

متن شعر کپی شد.