کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶۳ - او را به خود نبینی او را به او توان دید...

1

او را به خود نبینی او را به او توان دید

هر کس که دید او را می دان که آنچنان دید

2

دیده ندید غیرش چندان که گشت و گردید

خوش دیده ای که او را در غیر آن توان دید

3

جام جهان نمائی یاری که در نظر داشت

او نور چشم مردم در آینه عیان دید

4

سرچشمه حیات است این بحر دیده ما

در چشم ما نظر کن کان بحر می توان دید

5

حکم ولایت ما منشور حضرت اوست

توقیع آن نبیند هر کس که آن نشان دید

6

دل دیده خوشی دید روشن به نور رویش

جانان هر دو عالم در جسم و جان روان دید

7

رندی که نعمت الله سرمست بیند او را

شاید اگر بگوئی سرخیل عاشقان دید

متن شعر کپی شد.