کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶۶ - نوریست که آن نور به آن نور توان دید...

1

نوریست که آن نور به آن نور توان دید

هر دیده که آن دید یقین دان که چنان دید

2

جام می عشق است که در دور روان است

در دور قمر هر که نظر کرد روان دید

3

در آینه بنمود جمال و چه جمالی

خود را چه به خود دید ، به خود خود نگران دید

4

چشمی که نظر از نظر اهل نظر یافت

در هر چه نظر کرد همین دید و همان دید

5

بی نام و نشان شو که نشان نقش خیالیست

این نیست نشانی که تو گوئی به نشان دید

6

گوئی که مرا هست تمنای وصالش

نقشی و خیالی است که درخواب توان دید

7

نوریست که سید به همه خلق نماید

یاری که نظر کرد به هر دیده عیان دید

متن شعر کپی شد.