کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۸۴ - بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند...

1

بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند

پرده چو برگرفتند روئی به ما نمودند

2

از هر دریچه ماهی با ما کرشمه کردند

و آن دلبران سرمست دلهای ما ربودند

3

نقشش خیال عالم باشد حباب بر آب

پیدا شدند و رفتند گوئی که خود نبودند

4

گوئی شراب خانه در بسته اند یا نه

آری درین زمانه آن در به ما گشودند

5

یاران رند سرمست در پای خم فتادند

سرها نهاده بر خاک گوئی که در سجودند

6

معشوق و عشق و عاشق باشد یکی و سه نام

گر اندکند و بسیار مجموع یک وجودند

7

مستانه جان و جانان با همدگر نشستند

اسرار نعمت الله گفتند و هم شنودند

متن شعر کپی شد.