غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۸۲۲ - هر چه می بینی همه مطلق نگر...
1
هر چه می بینی همه مطلق نگر
خلق را بگذار و جمله حق نگر
2
عشق او در دریا و ما ماهی در او
حال این ماهی مستغرق نگر
3
عاشق و معشوق شد مشتق ز عشق
گر تو مشتاقی در این مشتق نگر
4
عشق او چون بلبل و جان برگ گل
گلستان و بلبل و رونق نگر
5
آیه تنزیه و تشبیهش بخوان
این مقید بین و آن مطلق نگر
6
ما نه مائیم و نه او فافهم تمام
صورت و معنی این مغلق نگر
7
نعمت الله گوهر دریای ماست
گوهر دریا در این زورق نگر