کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵۵ - دل فدا کرده ایم و جان بر سر...

1

دل فدا کرده ایم و جان بر سر

خانمان باخته جهان بر سر

2

حاجیان گر به پا به مکه روند

خوش رواننند عاشقان بر سر

3

دامنش را اگر به دست آریم

سر به پایش نهیم و جان بر سر

4

بس که سودای زلف او پختیم

دیگ سودا رود روان بر سر

5

خاک پایش که تاج فرق من است

می نهم همچو سروران بر سر

6

خم می خوش خوشی به جوش آمد

رفت مستانه این زمان بر سر

7

بت پرست ار ببیند این بت من

سر ببازد روان بتان بر سر

8

خوش میانی گرفته ام به کنار

تا چه آید از این میان بر سر

9

نعمت الله جان به جانان داد

دل و دین نیز این و آن بر سر

متن شعر کپی شد.