کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵۶ - چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر...

1

چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر

بلای عشق خوش باشد ولی با مبتلا خوشتر

2

ز آب چشم ما هر سو روان آبی است گر جوئی

خوشست این چشمه روشن ببین درچشم ما خوشتر

3

محیط عشق موجی زد همه عالم شده سیراب

از این دریای بی پایان بود این چشمها خوشتر

4

حدیث جنت و حوران مگو در مجلس رندان

در آ در بزم سرمستان که اینجا حالیا خوشتر

5

به فرمان خدا ساقی مدامم جام می بخشد

خوشست این بخشش ، اماچون به فرمان خدا خوشتر

6

حجابت گر سر موئی بود چون بینوا بتراش

که پیش جمله درویشان قلندر بینوا خوشتر

7

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

حریف نعمت اللهیم ، صحبت بی ریا خوشتر

متن شعر کپی شد.