کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۶۱ - عشق بازی از سر جان درگذر...

1

عشق بازی از سر جان درگذر

کفر را بگذار و ایمان در گذر

2

دنیی و عقبی به این و آن گذار

همچو ما از این و از آن درگذر

3

زاهدان گر عیب رندان می کنند

درگذر از جرم ایشان درگذر

4

درد دردش نوش کن گر عاشقی

دردمندانه ز درمان درگذر

5

از دوئی بگذر که تا یابی یکی

بشنو و چون شیر مردان درگذر

6

در طریق عاشقی مردانه رو

تا بیابی ذوق مستان در گذر

7

بی تکلف نعمت الله را بجوی

در خیال نقش بندان در گذر

متن شعر کپی شد.